ورزش و اندیشه- اختلاف اخیر میان معاونت توسعه ورزش همگانی وزارت ورزش و فدراسیون ورزشهای همگانی، صرفاً یک اختلاف اداری نیست؛ بلکه بازتاب مسیری است که از سال ۱۴۰۱ آغاز شد و امروز آثار آن بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است.
بسیاری از کارشناسان حوزه ورزش همگانی معتقدند که تا پیش از تغییرات مدیریتی و ساختاری سال ۱۴۰۱، این فدراسیون با تکیه بر برنامهریزی علمی، اجرای طرحهای ملی بهویژه در دوران شیوع کرونا و تمرکز بر افزایش مشارکت عمومی، روندی رو به رشد را طی میکرد. اما با تغییرات مدیریتی، تفکیک فدراسیون ورزشهای همگانی و آمادگی جسمانی و تغییر رویکردهای اجرایی، مسیر فدراسیون نیز دستخوش تحول شد؛ تحولی که از همان زمان محل بحث و اختلافنظر میان کارشناسان بود.
در آن مقطع، مدیران وقت حوزه ورزش همگانی وزارت ورزش، نقش مهمی در سیاستگذاری و تصمیمات مرتبط با این تغییرات داشتند. منتقدان آن دوره معتقد بودند که این تصمیمات، به جای تقویت ظرفیتهای شکلگرفته، به خروج بخشی از مدیران و نیروهای متخصص و تغییر مسیر فدراسیون انجامید. در مقابل، مسئولان وقت این تغییرات را در راستای سیاستهای مدیریتی خود ارزیابی میکردند.
اکنون، چند سال بعد، اتفاقی قابل تأمل رخ داده است. همان مجموعه مدیریتی که در آن زمان از تغییرات ساختاری حمایت میکرد، امروز خود در برابر عملکرد فدراسیون فعلی قرار گرفته و انتقادهایی را نسبت به وضعیت موجود مطرح میکند. این اتفاق، یک پرسش جدی را پیش روی جامعه ورزش قرار میدهد: آیا بخشی از چالشهای امروز، نتیجه همان تصمیمات و تغییراتی نیست که چند سال قبل اتخاذ شد؟
طی سالهای اخیر، انتقادها به عملکرد فدراسیون نیز محدود به یک جریان یا یک فرد نبوده است. از مدیران سابق گرفته تا مسئولان پیشین وزارت ورزش و اکنون مسئولان فعلی، هر یک از زاویهای نسبت به روند اداره فدراسیون، تحقق اهداف ورزش همگانی و فاصله گرفتن از مأموریتهای اصلی آن هشدار دادهاند.
ورزش همگانی، حوزهای است که مستقیماً با سلامت مردم، کاهش کمتحرکی، افزایش نشاط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی جامعه ارتباط دارد. این حوزه همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده و در دولت شهید آیتالله سیدابراهیم رئیسی نیز بهعنوان یکی از اولویتهای ورزش کشور مورد توجه قرار داشت. از همین رو، انتظار میرود تصمیمات مرتبط با این فدراسیون، صرفاً بر مبنای ارزیابی عملکرد، شایستهسالاری و منافع ملی اتخاذ شود.
امروز نگاهها به وزیر ورزش و جوانان دوخته شده است. انتظار جامعه ورزش آن است که با نگاهی کارشناسی، فارغ از ملاحظات جناحی یا مدیریتی، عملکرد سالهای اخیر فدراسیون را بهصورت دقیق ارزیابی کند و در صورت نیاز، اصلاحاتی را رقم بزند که بتواند این فدراسیون را به جایگاه واقعی خود بازگرداند.
تاریخ مدیریت ورزش نشان داده است که هیچ تصمیمی بدون پیامد نیست. اگر امروز انتقادها از درون وزارت ورزش به اوج رسیده، شاید زمان آن باشد که گذشته نیز با نگاهی منصفانه بازخوانی شود؛ نه برای مقصر دانستن افراد، بلکه برای جلوگیری از تکرار اشتباهاتی که هزینه آن را ورزش همگانی و در نهایت مردم پرداخت میکنند.
محمد عشقی
مدیر و کارشناس ورزشی