سوده رحمانوند//در دنیای فوتبال، اسطورهها تنها متعلق به تاریخ نیستند، بلکه ستونهای هویتی یک ملت محسوب میشوند. اما سرنوشت این ستونها در کشورهای مختلف، روایتی متفاوت دارد. تضاد رفتار آرژانتین با لیونل مسی و پرتغال با کریستیانو رونالدو، بیش از آنکه یک بحث فوتبالی باشد، چالشی اخلاقی و فرهنگی در مدیریت میراثِ ملی است.
آرژانتین؛ پرستش در سایهی “المسی”
در بوینسآیرس، مسی دیگر یک بازیکن نیست؛ او یک پدیده اجتماعی و نماد وحدت ملی است. پس از قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۲، آرژانتینیها چنان احترامی برای “لئو” قائلاند که مفهوم “شماره ۱۰” در این کشور تغییر معنا داده است. حتی در بالاترین سطوح مدیریتی فوتبال آرژانتین، زمزمههایی مبنی بر بایگانی کردن ابدی شماره ۱۰ به احترام او شنیده میشود.
فرهنگ هواداری در آرژانتین، اسطوره را فراتر از مستطیل سبز میبیند. آنها آموختهاند که ارزش یک اسطوره نه در تعداد گلها، بلکه در جایگاهی است که او در قلب یک ملت برای خود ساخته است. مسی برای آرژانتینیها، “پسر بازگشته به خانه” است؛ کسی که با وجود تمام ناملایمات، هرگز دست از تلاش برای خوشحالی هموطنانش برنداشت. این “احترام مطلق”، واکنشی متقابل به وفاداری بیپایان مسی به پیراهن آلبیسلسته است.
پرتغال؛ تراژدیِ فراموشیِ زودهنگام
در نقطه مقابل، پرتغال با میراث کریستیانو رونالدو، اسطورهای که فوتبال این کشور را به نقشه اول جهان بازگرداند، رفتاری متناقض داشته است. رونالدو، کسی که سالها با بازوبند کاپیتانی و شمایلِ یک فاتح، پرتغال را به قلههای اروپا رساند، در سالهای پایانی حضورش در تیم ملی با سردی و حاشیهسازیهای عجیب روبرو شد.
صحنههایی که منجر به جدایی یا دوری رونالدو از فضای همدلانه تیم ملی شد، برای بسیاری از فوتبالدوستان جهان شوکهکننده بود. نکتهای که بیش از همه دل هواداران این اسطوره را به درد آورد، تعویض سریع و بیپروا پیراهن شماره ۷ بود. پیراهنی که برای دو دهه با نام رونالدو گره خورده بود، بلافاصله به بازیکن دیگری واگذار شد؛ گویی مسئولان پرتغالی برای “پاک کردن” ردپای رونالدو از تیم ملی عجله داشتند.
تحلیل؛ چرا این رفتارها زننده است؟
این تفاوت در برخورد، پیامدهای عمیقی دارد:
۱. فقدان قدرشناسی: بازپسگیری شماره پیراهن یک اسطوره بلافاصله پس از افت یا اختلاف، از نظر حرفهای رفتاری “توهینآمیز” تلقی میشود. در فوتبالِ مدرن، شماره پیراهن تنها یک عدد نیست، بلکه یک “برند” است که تاریخ یک بازیکن را یدک میکشد.
۲. آسیب به روانِ هواداران: وقتی ساختار یک تیم (فدراسیون یا کادر فنی) احترامی برای اسطوره خود قائل نیست، هواداران نیز احساس میکنند که هویتِ احساسیشان نادیده گرفته شده است. این رفتارها پیوند عاطفی بین نسل جدید و تاریخ تیم را قطع میکند.
۳. قضاوتِ تاریخ: تاریخ فوتبال، نه بر اساس جامهایِ برده شده، بلکه بر اساس احترامِ گذاشته شده به بزرگان قضاوت خواهد شد. آرژانتین با پاسداشت مسی، به تاریخ خود عمق میدهد، اما پرتغال با برخوردهای سرد با رونالدو، در حال نوشتنِ فصلی تاریک در کتاب تاریخ خود است؛ فصلی که نشان میدهد آنها به جای “ساختن اسطوره”، “مصرفکننده اسطوره” بودهاند.
فوتبال، فراتر از نتیجهگراییِ خشک، آیینی برای بزرگداشتِ توانمندیهای بشری است. در حالی که آرژانتین درسِ بزرگِ “تکریم اسطوره” را به جهانیان دیکته میکند، رفتارِ حاکم بر فضای فوتبال پرتغال در قبال رونالدو، یادآور این حقیقت تلخ است که “قدردانی” فضیلتی است که حتی در بالاترین سطوحِ ورزشی نیز ممکن است نایاب باشد. فوتبالدوستانِ واقعی در سراسر جهان، نه برای بازیکنی که پیراهن شماره ۷ را بر تن دارد، بلکه برای “احترامی” که باید به صاحبِ اصلی آن گذاشته میشد، حسرت میخورند.