امروز: 1405/07/02 ساعت : 00:11
  • صفحه نخست
  • درباره ما
  • ورزشی
  • از چاله به چاه نیفتیم/ باشگاه‌دار کجای نظام باشگاه‌داری ایستاده است؟

     پانزده پرسش جدی درباره لایحه نظام باشگاه‌داری

    سال‌هاست جامعه ورزش ایران در انتظار شکل‌گیری یک نظام جامع، شفاف و عادلانه برای باشگاه‌داری است؛ نظامی که بتواند تکلیف دولت، فدراسیون‌ها، بخش خصوصی، باشگاه‌ها و صاحبان سرمایه را روشن کند. اصل این حرکت بدون تردید اقدامی مثبت و ضروری است، اما یک نگرانی جدی وجود دارد؛ آیا در مسیر تدوین نظام جدید باشگاه‌داری، واقعاً قرار است مشکلات باشگاه‌ها حل شود یا صرفاً یک ساختار اداری جدید به ساختارهای موجود افزوده خواهد شد؟

    این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که برخی مفاد و دستورالعمل‌های در حال تدوین را در کنار واقعیت امروز باشگاه‌داری کشور قرار دهیم. اگر امروز اشکالات احتمالی دیده نشود، فردا اصلاح آن‌ها بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین باید مراقب باشیم که برای خروج از چاله، به چاه نیفتیم.

    تعریف باشگاه؛ فراتر از فوتبال حرفه‌ای

    نخستین پرسش این است که در نظام جدید، باشگاه دقیقاً چه تعریفی دارد؟ آیا باشگاه صرفاً یک مجموعه حرفه‌ای محسوب می‌شود؟

    واقعیت این است که باشگاه‌های ورزشی کشور دست‌کم در سه حوزه مهم فعالیت می‌کنند؛ باشگاه‌های حرفه‌ای، باشگاه‌های قهرمانی و استعدادیابی، و باشگاه‌های همگانی و سلامت‌محور.

    باشگاه حرفه‌ای به دنبال رقابت، درآمدزایی، برندینگ و سرمایه‌گذاری است. باشگاه قهرمانی نقش مهمی در تربیت ورزشکاران نخبه و تأمین پشتوانه تیم‌های ملی دارد و باشگاه‌های همگانی نیز مستقیماً با سلامت عمومی، نشاط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی مردم مرتبط هستند.

    بنابراین پرسش اساسی این است که آیا هر سه بخش در نظام جدید باشگاه‌داری به شکلی عادلانه دیده شده‌اند یا همچنان همه‌چیز حول محور باشگاه حرفه‌ای می‌چرخد؟

    عدالت در حمایت‌ها؛ سهم باشگاه‌های همگانی کجاست؟

    اگر قرار است دولت برای توسعه باشگاه‌داری حمایت‌هایی در نظر بگیرد، باید مشخص شود این حمایت‌ها شامل چه مجموعه‌هایی خواهد شد.

    تسهیلات بانکی، معافیت‌های مالیاتی، دسترسی به اماکن ورزشی، حمایت‌های بیمه‌ای و سایر مشوق‌ها نباید صرفاً در اختیار باشگاه‌های حرفه‌ای قرار گیرد. باشگاه‌های سلامت‌محور نیز نقش مهمی در کاهش هزینه‌های درمانی و افزایش سطح سلامت جامعه دارند و باید از جایگاه مشخصی در نظام حمایتی برخوردار باشند.

    اتحادیه باشگاه‌ها؛ نماینده همه یا فقط حرفه‌ای‌ها؟

    تشکیل اتحادیه‌های استانی باشگاه‌ها یکی از محورهای مهم نظام جدید است. اما اگر عضویت در این اتحادیه‌ها به باشگاه‌های حرفه‌ای محدود شود، تکلیف باشگاه‌های قهرمانی، استعدادیابی و همگانی چه خواهد شد؟

    هزینه‌های مالیاتی، بیمه‌ای، تجهیزاتی و نیروی انسانی برای همه باشگاه‌ها وجود دارد. بنابراین اتحادیه‌ای که عنوان «اتحادیه باشگاه‌های ورزشی» را یدک می‌کشد، باید نماینده همه باشگاه‌ها باشد، نه فقط بخشی از آن‌ها.

    قانون باید با واقعیت ورزش ایران منطبق باشد

    در برخی پیشنهادها، تشکیل اتحادیه‌های استانی به وجود تعداد مشخصی باشگاه حرفه‌ای در هر استان منوط شده است.

    اما آیا واقعاً در همه استان‌های کشور چنین ظرفیتی وجود دارد؟ حتی در رشته‌ای مانند فوتبال که گسترده‌ترین رشته ورزشی کشور محسوب می‌شود، در بسیاری از استان‌ها تعداد باشگاه‌های حرفه‌ای محدود است.

    قانون باید بر مبنای واقعیت‌های ورزش ایران تدوین شود، نه اینکه ورزش کشور مجبور شود خود را با فرمول‌های اداری تطبیق دهد.

    چرا باشگاه‌دار در اقلیت است؟

    اگر قرار است کمیسیون‌های استانی درباره سرنوشت باشگاه‌ها تصمیم‌گیری کنند، ترکیب این کمیسیون‌ها باید منعکس‌کننده واقعیت باشگاه‌داری کشور باشد.

    وقتی اکثریت اعضا را نمایندگان دستگاه‌های دولتی تشکیل می‌دهند و سهم باشگاه‌داران به یک عضو محدود می‌شود، این سؤال مطرح می‌شود که آیا این کمیسیون‌ها برای باشگاه‌ها تصمیم می‌گیرند یا همراه با باشگاه‌ها؟

    باشگاه‌داری که سرمایه شخصی خود را وارد ورزش کرده، اشتغال ایجاد کرده و مسئولیت اداره یک مجموعه را بر عهده دارد، باید سهم مؤثری در فرآیند تصمیم‌سازی داشته باشد.

    دولت ناظر است یا مدیر؟

    هدف نظام جدید باید کاهش تصدی‌گری و تقویت نظارت حرفه‌ای باشد.

    اگر دولت هم مجوز صادر کند، هم عضو کمیسیون‌های تصمیم‌گیر باشد و هم در بخش‌های مختلف ورزش نقش اجرایی داشته باشد، جایگاه واقعی بخش خصوصی کجاست؟

    دولت باید سیاست‌گذار و ناظر باشد و اداره باشگاه‌ها را به فعالان این حوزه بسپارد.

    ابهام در الزام شخصیت حقوقی

    یکی از موضوعات بحث‌برانگیز، الزام شخصیت حقوقی برای فعالیت حرفه‌ای است.

    اگر هدف، شفافیت مالی، پاسخگویی و نظم اداری است، این اهداف را می‌توان از طریق حسابرسی، نظام مالیاتی شفاف و قراردادهای استاندارد نیز محقق کرد.

    صرف تغییر شخصیت حقیقی به حقوقی لزوماً مشکلات باشگاه‌داری را حل نمی‌کند؛ به‌ویژه آنکه قوانین موجود تأسیس باشگاه، فعالیت هر دو شخصیت حقیقی و حقوقی را مجاز دانسته‌اند.

    الگوبرداری بدون آسیب‌شناسی؛ یک خطر جدی

    نظام جامع باشگاه‌داری باید حاصل مطالعات کارشناسی و بررسی تجربه‌های موفق باشد.

    اگر قرار باشد صرفاً از مقررات و اساسنامه‌های موجود الگوبرداری شود، این خطر وجود دارد که ضعف‌های ساختارهای فعلی نیز به نظام جدید منتقل شود.

    استفاده از تجربه‌ها ضروری است، اما کپی‌برداری نباید جای قانون‌گذاری کارشناسانه را بگیرد.

    باشگاه‌های کوچک را فراموش نکنیم

    ورزش ایران فقط چند باشگاه بزرگ و شناخته‌شده نیست. هزاران باشگاه کوچک و متوسط در سراسر کشور با سرمایه شخصی و حداقل امکانات فعالیت می‌کنند.

    اگر نظام جدید صرفاً بر اساس نیازهای باشگاه‌های حرفه‌ای طراحی شود، این بخش مهم از ورزش کشور ممکن است بیش از پیش تحت فشار قرار گیرد.

    حمایت؛ فراتر از کمک مالی

    حمایت از باشگاه‌ها صرفاً به معنای پرداخت بودجه نیست.

    معافیت‌های مالیاتی، تسهیل صدور مجوز، دسترسی عادلانه به اماکن ورزشی، حمایت بیمه‌ای، تسهیلات بانکی و مشوق‌های سرمایه‌گذاری از جمله ابزارهایی هستند که می‌توانند به توسعه واقعی باشگاه‌داری کمک کنند.

    بنابراین لازم است تعهدات دولت در قبال باشگاه‌ها به‌صورت دقیق و شفاف مشخص شود.

    باشگاه سلامت‌محور؛ حلقه فراموش‌شده

    امروز جامعه با چالش‌هایی همچون کم‌تحرکی، چاقی و بیماری‌های غیرواگیر روبه‌رو است.

    باشگاه‌های همگانی و سلامت‌محور می‌توانند یکی از مهم‌ترین بازوهای سیاست سلامت کشور باشند. اگر باشگاه‌های قهرمانی قهرمان می‌سازند، باشگاه‌های همگانی جامعه سالم‌تری می‌سازند؛ هر دو برای کشور ارزشمند هستند و باید از حمایت‌های متوازن برخوردار شوند.

    امنیت سرمایه‌گذاری؛ شرط توسعه باشگاه‌داری

    سرمایه‌گذار پیش از ورود به هر حوزه‌ای یک سؤال اساسی دارد؛ آیا محیط کسب‌وکار قابل پیش‌بینی است؟

    تغییر مداوم مقررات، پیچیدگی مجوزها و تصمیمات سلیقه‌ای، انگیزه سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد. نظام باشگاه‌داری باید پیش از هر چیز امنیت و ثبات لازم برای سرمایه‌گذاری را فراهم کند.

    باشگاه‌دار شریک است، نه متهم

    در بخشی از فضای مدیریتی ورزش، هنوز نگاه بدبینانه‌ای نسبت به بخش خصوصی وجود دارد.

    باشگاه‌دار باید قانونمند، شفاف و پاسخگو باشد، اما در مقابل دولت نیز باید همین ویژگی‌ها را داشته باشد. رابطه دولت و باشگاه نباید رابطه آمر و مأمور باشد؛ بلکه باید بر پایه مشارکت حرفه‌ای شکل بگیرد.

    آیا صدای باشگاه‌داران شنیده شده است؟

    شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد.

    پیش از نهایی شدن آیین‌نامه‌ها، آیا نظر باشگاه‌های حرفه‌ای اخذ شده است؟ آیا باشگاه‌های قهرمانی، استعدادیابی و همگانی در این فرآیند مشارکت داشته‌اند؟ آیا تشکل‌های صنفی باشگاه‌داران نقش واقعی در تدوین مقررات ایفا کرده‌اند؟

    اگر پاسخ منفی است، هنوز فرصت برای اصلاح وجود دارد.

    هنوز برای اصلاح دیر نشده است

    اصل حرکت به سمت نظام جامع باشگاه‌داری اقدامی ضروری و قابل دفاع است. ورزش ایران به قانونی شفاف، پایدار و کارآمد نیاز دارد؛ اما قانون خوب، قانونی نیست که صرفاً در اتاق‌های اداری نوشته شود.

    قانون خوب باید صدای میدان ورزش را بشنود. اگر قرار است نظام باشگاه‌داری آینده موفق باشد، باشگاه‌دار باید در قلب آن قرار گیرد؛ نه در حاشیه، نه به‌عنوان یک عضو اقلیت و نه صرفاً دریافت‌کننده مجوز.

    امروز هنوز فرصت اصلاح وجود دارد؛ فرصت اصلاح ترکیب کمیسیون‌ها، بازنگری در تعریف باشگاه، توجه عادلانه به باشگاه‌های حرفه‌ای، قهرمانی و همگانی، بازتعریف جایگاه اتحادیه‌ها و اتخاذ تصمیمات کارشناسی درباره ساختار حقوقی باشگاه‌ها.

    بیایید از ابتدای مسیر درست حرکت کنیم؛ زیرا اگر قرار است باشگاه‌داری ایران از چاله مشکلات فعلی خارج شود، باید مطمئن باشیم مسیری که انتخاب کرده‌ایم به چاه تازه‌ای ختم نخواهد شد.

    نظام باشگاه‌داری باید برای باشگاه‌ها، با باشگاه‌ها و با حضور واقعی باشگاه‌داران نوشته شود.

    حسن میرزاآقابیک
    کارشناس عالی ورزش

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *