ورزش و اندیشه- کاروان تیم ملی فوتبال ایران پس از ناکامی در شکستن طلسم صعود به مرحله حذفی جام جهانی، روز چهارشنبه به کشور بازگشت.
شاگردان امیر قلعهنویی درحالی دست خالی این جشنواره بزرگ را ترک کردند که باتوجه به قرعه مناسبی که در مرحله گروهی نصیبشان شده بود، امیدهای زیادی برای صعود به جمه 32 تیم برتر و رقم زدن یک اتفاق تاریخی در فوتبال ایران وجود داشت، اما آنها این فرصت را مغتنم نشمرده و با سه تساوی در دور گروهی از راهیابی به جمع تیمهای حاضر در دور حذفی بازماندند.
آنچه که در دیدارهای ایران به چشم می آمد، استراتژی بیش از حد محتاطانه تیم ملی بود زیرا قلعه نویی به جای اینکه به فکر حملات متعدد و فشار روی مدافعان حریف باشد، بیشتر تمرکزش روی کار دفاعی بود و گویا تنها برای نباختن آمده بود. هرچند در ۱۰ دقیقه پایانی مقابل مصر، آن هم وقتی تیم ملی دقایق پایانی خود در جام جهانی شد سر می گذاشت، از سر اجبار به کار هجومی روی آورد. البته شاید تمرکز روی کار دفاعی مقابل تیم ملی بلژیک، کار عاقلانه ای باشد ولی مقابل دو تیم نیوزلند و مصر که پیروزی در دسترس به نظر می رسید، شاید باید حملات بیشتری روی دروازه این دو تیم انجام می شد تا تیم کشورمان حداقل در یکی از این دو دیدار، امتیازات کامل را کسب کرده و مسیر صعود را هموار کند.
اگر نگاهی به چند بازی درچارچوب مرحله حذفی جام جهانی بیاندازیم، یک نکته را در ترکیب تیمهای ژاپن، استرالیا و کیپ ورد مشاهده می کنیم و آن هم جسارت است، موضوعی که انگار با تیم ملی ایران غریبه بود و در میان بازیکنان و کادرفنی، به هیچ عنوان دیده نمی شد. به عنوان مثال تیم کیپ ورد مقابل تیم آرژانتین مدافع عنوان قهرمانی و یکی از مدعیان اصلی جام جهانی بعد از هر گل دریافتی، جانب احتیاط را کنار گذاشته و به سمت دروازه رقیب خود حمله ور می شد که نتیجه آن هم زدن دو گل بود.
جالب اینجاست که این تیم برای اولین بار در تاریخ خود به جام جهانی صعود کرده و در همان دوره نخست هم موفق به صعود از مرحله گروهی شده بود. یا تیم ژاپن که برابر برزیل پرافتخارترین تیم این رقابتها نهتنها عقب ننشست، بلکه حتی از حریف نامدار خود پیش افتاد اما در نهایت با دریافت دو گل، شکست را پذیرفت ولی به هرحال جسارت و ریسک پذیری ژاپنی ها برای حمله و پیروزی، قابل تحسین بود.
یکی دیگر از نکاتی که در ترکیب تیم ملی کمتر دیده می شد، فرصت دادن به جوانان برای بازی در ترکیب ایران بود. بازیکنانی مثل رزاقی نیا و محمودی که همراه تیم ملی در این رقابتها بودند، هیچگاه فرصت بازی در ترکیب را پیدا نکردند و به بازیکنانی مثل قربانی، یوسفی و قائدی تنها یکبار فرصت حضور در زمین داده شد. ترکیب تیم ملی در سه بازی مرحله گروهی را بیشت ر بازیکنان مسن امثال حاج صفی، طارمی، خلیل زاده تشکیل داده بودند و جالب اینجاست که جهانبخش نسبت به بازیکنان جوان، بازی بیشتری انجام داد. در بازی استرالیا مقابل مصر، نکته ای به پشم خورد که می توان به جسارت مربی پر برد و آن هم فرصت به بازیکن جوان بریا زدن ضربه پنالتی بود. هرچند که آن ضربه برای این تیم ثمری نداشت ولی نشان داد که مربی به بازیکنان جوان هم اعتماد داشته و در مهمترین رویداد فوتبالی جهان، به آنها فرصت پنالتی زدن می دهد اما قلعه نویی حتی به جوانان فرصت بازی زیادی نداد.
همچنین به بازیکنانی مثل ترابی، حسین زاده و قائدی که می توانستند تاثیرگذاری بیشتری داشته و حتی ریتم بازی مقابل مصر را تغییر دهند، کمتر فرصت داده شد و قلعه نویی به مغانلو فرصت بیشتری برای بازی داد. درصورتی که این مهاجم را می توان یک بازیکن مصرف کننده عنوان کرد زیرا او فقط منتظر دریافت توپ بوده تا شاید به واسطه آن، بتواند حرکت موثری انجام دهد که فقط در بازی مقابل نیوزلند این امر به چشم خورد و در دو دیدار دیگر تیم ملی، مغانلو تاثیر بسزایی در ترکیب تیم ملی نداشت.
به هرحال این جام جهانی هم با تلخی هایش برای تیم ایران به پایان رسید، ولی این افسوس شاید تا مدتها با ما باقی بماند که تیم ملی باوجود اینکه شکستی متحمل نشد، اما نتوانست از دور گروهی صعود کند. تیم ایران شاید اگر کمی جسارت بیشتری داشت و به جای نباختن به پیروزی فکر می کرد، حداقل یک مرحله بالاتر می آمد اما افسوس که درپایان فقط حسرت برایمان باقی ماند.
ما باید به خاطر داشته باشیم که دیگر نمی توان با زیرتوپ زدن و بازی محتاطانه، نتیجه لازم را کسب کرد و باید شجاعت بیشتری داشت تا بتوان موفق شد چون جسارت داشتن و باختن، بهتر از تسو بودن و باختن است.