در دنیای فوتبال، قهرمانانی هستند که با پیروزی میدرخشند و اسطورههایی که با شکست، قلبها را میشکافند. لیونل مسی، مردی که تمام جهان را به پای خود ریخت، در سال ۲۰۲۲ با سرنوشتی روبرو شد که حتی جادوگرترین قلمهای تاریخ هم نمیتوانستند آن را پیشبینی کنند.
او با تمام شکوه، با تمام افتخاراتش و با آن 5 توپ طلایی که گویی برای تایید عظمت او ساخته شده بودند، به امریکا آمد. او تنها به دنبال یک چیز بود: رسیدن به کمال. او میخواست آخرین قطعه پازل زندگیاش را در میان خاکهای قطر پیدا کند و تاریخ را به پایان برساند. اما سرنوشت، نویسندهای بیرحم است.
دیشب در استادیوم لوسیل، زمان به شکلی دردناک کند شد. ارژانتین، با تمام قلب و جانش، در برابر اسپانیا ایستاده بود. نبردی بود میان سنت و شکوه، میان اراده و تقدیر. اما وقتی سوت پایان نواخته شد، سکوتی سنگین بر جهان حاکم گشت. ارژانتین دوم شد؛ و مسی، پادشاهی که تمام دنیا را فتح کرده بود، در آستانهی رسیدن به قله، با تلخیِ مقام دوم روبرو شد.
در چشمان مسی، آن لحظه، چیزی فراتر از شکستِ یک مسابقه بود. آنجا، غمِ تمام سالها، دردِ تمام تلاشهای بیامان و سنگینیِ آن جامِ مفقوده که درست مقابل چشمانش قرار داشت اما به دست نمیآمد، دیده میشد. او که لیگهای بیشمار، جامهای باشگاهی و توپهای طلای بینظیر را در ویترین خود داشت، در آن لحظه تنها یک انسان بود؛ انسانی که با تمام جادوی پایش، نتوانست بر بیرحمیِ سرنوشت غلبه کند.
اما بدانید، عظمت مسی در این جام، نه در طلایی که بر نداشت، بلکه در آن اشکهایی بود که در میان نگاهش درخشید. شکستی که او با تمام وقار و شرافت تجربه کرد، او را از یک بازیکن بزرگ، به یک شخصیت تراژیک و ابدی در تاریخ تبدیل کرد. او ثابت کرد که حتی خدایانِ فوتبال هم در برابر تقدیر، بیدفاعاند.لئو تمام نشد بلکه مانند یک اسطوره تمام عیار در ذهن تمام فوتبالی ها باقی ماند…شماره ده تکرار نشدنی…
نویسنده:سوده رحمانوند