ورزش و اندیشه- تیم ملی فوتبال ایران در سالهای اخیر با چرخهای از نتایج نوسانی و نمایشهای غیرقابلانتظار دستوپنجه نرم میکند. بازی اخیر در برابر ازبکستان، نه تنها نتایج را به چالش کشید، بلکه بار دیگر بر وجود یک «بحران ساختاری» در بدنه تیم ملی صحه گذاشت؛ بحرانی که ریشه در معیارهای انتخاب و فقدان یک الگوی مشخص بازی میکند.
۱. پارادوکس جوانگرایی و تجربهگرایی؛ چالشِ بیهویتی
یکی از پرتکرارترین بحثها پیرامون تیم ملی، انتخاب میان بازیکنان جوان و باتجربه است. با این حال، تحلیل عملکرد تیم در مسابقات اخیر نشان میدهد که تیم ملی با هر دو رویکرد دچار مشکل است. حضور جوانان بهتنهایی پاسخی به نیازهای تاکتیکی تیم نیست و نبود آنها نیز خلأیی ایجاد نمیکند که با حضور بازیکنان قدیمی جبران شود.
مشکل اصلی، فقدان یک «ساختار مشخص» است. تیم ملی در حال حاضر فاقد یک هویت تاکتیکی واحد است؛ یعنی در هیچ مرحلهای از بازی (دفاع، انتقال و حمله) مشخص نیست که تیم بر اساس چه الگویی عمل میکند. این بیهویتی باعث شده است که تیم، چه با بازیکنان پرانرژی و جوان و چه با بازیکنان باسابقه، در مواجهه با حریفان سازمانیافته، دچار فروپاشی یا عدم توانایی در مدیریت بازی شود.
۲. ابهام در معیارهای دعوت؛ انتقاد از سیاستهای کادر فنی
در کنار مشکلات فنی، رویکرد امیر قلعهنویی در انتخاب و دعوت از بازیکنان، یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در فضای رسانهای و ورزشی است. تصمیمات کادر فنی در دعوت از برخی مهرهها، فراتر از منطقِ «فرم روز» و «نیاز تاکتیکی» به نظر میرسد.
برخی از انتخابها به گونهای است که گویی بر پایه روابط یا حضور برخی افراد خاص در فهرست تیم ملی صورت گرفته است، نه بر اساس شایستگیهای فنی محض. این نوع نگاه به دعوت از بازیکنان، پویایی رقابت را در تیم ملی کاهش داده و به جای ایجاد رقابت سالم برای پوشیدن پیراهن تیم ملی، باعث ایجاد نوعی «ثباتِ غیرمنطقی» در برخی جایگاهها شده است. این مسئله، انگیزه بازیکنان مستعد را تخریب کرده و به فرآیند توسعه فوتبال ملی لطمه میزند.
۳. درس از بازی با ازبکستان؛ ضعف در سازمانیافتگی
عملکرد ضعیف تیم ملی در تقابل با ازبکستان، نمادی از تمام مشکلات فوق بود. تیم ملی در این مسابقه در کنترل فضای بازی و حفظ تمرکز دچار مشکل جدی بود. عدم هماهنگی بین خطوط و ناتوانی در اجرای الگوهای هجومی، نشان داد که تکیه بر مهارتهای فردی بازیکنان دیگر کارساز نیست و تیم نیاز مبرمی به یک سیستمِ سازمانیافته دارد.
تیم ملی فوتبال ایران در نقطهای ایستاده است که تنها تغییر در اسامی بازیکنان، راهگشای بحران نخواهد بود. برای عبور از این وضعیت، کادر فنی باید از رویکردهای سنتی و انتخابهای مبهم فاصله گرفته و به سمت تدوین یک ساختار تاکتیکی شفاف و بر پایه شایستهسالایی حرکت کند. تا زمانی که معیار دعوت از بازیکنان، شفاف و بر اساس نیازهای واقعی سیستم بازی باشد، تیم ملی همچنان در دام نوسان و نتایج ناامیدکننده گرفتار خواهد ماند.
نویسنده:سوده رحمانوند