تیم ملی فوتبال زنان ایران، با آغاز آخرین مرحله آمادهسازی خود از تاریخ ۲۴ بهمن ماه در مرکز ملی فوتبال، عزم خود را برای حضور قدرتمند در رقابتهای جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ استرالیا جزم کرده است؛ تورنمنتی که به عنوان مهمترین سکوی نمایش توانمندیهای فوتبال زنان کشور در سالهای اخیر تلقی میشود. با این حال، فهرست ۲۷ نفره اعلام شده توسط کادر فنی، بیش از آنکه نویدبخش آمادگی باشد، به کانون اصلی پرسشهای فنی و جدل درباره شفافیت فرآیند انتخاب بازیکنان تبدیل شده است.
کانون توجه اصلی انتقادات، به پست دروازهبانی معطوف شده است. علیرغم عملکرد فنی استثنایی و ثبات آماری مینا نافعی، دروازهبان گلگهر سیرجان، که با دریافت تنها ۷ گل در طول فصل (و دو گل از روی نقطه پنالتی) به وضوح برترین گلر لیگ محسوب میشد، نام وی در این فهرست غایب است. کنار گذاشتن بازیکنی با این شایستگی آشکار، ابهامات جدیای درباره وزندهی به آمار و آمادگی روز در فرآیند انتخاب ایجاد کرده است. در حالی که سه دروازهبان دعوت شده—رها یزدانی، زهرا خواجوی و مریم یکتایی—هر کدام سوابق خود را دارند، عدم حضور گزینه برتر آماری فصل، سوالات بسیاری را پیش روی رسانهها و کارشناسان قرار داده است.
این ابهام تنها به خط دروازه محدود نیست؛ در خط دفاعی نیز عدم تطابق میان عملکرد آماری تیمهای باشگاهی و نمایندگی آنها در اردو مشهود است. اگرچه سهم تیم قهرمان، خاتون بم، در فهرست قابل دفاع است، بررسی آمار گل خورده تیمها تصویر دیگری را ترسیم میکند. تیم گلگهر سیرجان که در رقابت نزدیکی با خاتون در زمینه کمترین گل خورده بود، نمایندگان کمتری در اردو دارد. همچنین، مدافعانی نظیر فاطمه عادلی، حدیث بساطشیر و مریم ایزدپناه که نقشی مستقیم در ثبت یکی از بهترین خطوط دفاعی لیگ داشتند، سهمی محدود یا صفر در اردو دارند. این در حالی است که تیمهایی با آمار دفاعی متوسطتر، مانند ایستا که حدود یک گل در هر بازی دریافت کرده، نمایندگان بیشتری در لیست دارند.
حساسیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که سرمربی تیم ملی همزمان هدایت یک تیم باشگاهی را نیز بر عهده دارد؛ امری که لزوم توازن و دوری از هرگونه شائبه جانبداری را حیاتی میسازد. تجربه نشان داده است که کوچکترین ابهام در فرآیند دعوت از بازیکنان، میتواند به سرعت به دودستگی در افکار عمومی و حتی ساختار تیمی منجر شود. با توجه به اهمیت حیاتی جام ملتهای آسیا برای تثبیت جایگاه فوتبال زنان ایران در قاره، انتظار میرود تصمیمات فنی آتی بیش از هر زمان دیگری مبتنی بر دادههای عینی، کارایی آماری و شایستگی حرفهای محض اتخاذ شوند تا این فرصت تاریخی با اطمینان کامل به دست آید.